پيامك هاي مهدوي

گفتم به دلم ،چه آرزوداري گفت           وصل رخ دوست آرزو بايدكرد

گل باصفاست امابي تو صفاندارد          گربررخت نخندددرباغ جاندارد

جان جهان چه قابل بررونماي               بي رونمانمارو گل رونماندارد

بارفراق بردم خون ازدوديده خوردم         بازآي تانمردم دنيا وفا ندارد

روزي هزارباردلت راشكسته ام                بي خودبهانتظاروصالت نشسته ام

هرباراين تويي كه رسيدي ودرزدي           هرباراين منم كه درخانه بسته ام

هرجمعه قول مي دهم آدم شوم ولي        هم قول خويش هم دلت راشكسته ام

 

منبع:پيامك هاي مهدوي نويسنده :مريم گلي پور

انتظارعاشق

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید

آدرس پست الکترونیک شما در این سایت آشکار نخواهد شد.

URL شما نمایش داده خواهد شد.
بدعالی
This is a captcha-picture. It is used to prevent mass-access by robots.