
اوج بصيرت درياران منجي
چهارشنبه 95/09/17
یاران امام زمان علیه السلام باید از بالاترین سطح بصیرت برخوردار باشند. گرچه 313 نفر که فرماندهان و یاران اصلی ایشان را تشکیل می دهند
در اوجِ ایمان، ولایت پذیری، صبر و بصیرت هستند؛ عموم یاران نیز با توجه به مقدار بهره ای که از این اوصاف کریمه دارند به حضرت نزدیکتر
خواهند بود گرچه عموم مردم هم برای حمایت از دولت ایشان باید از این اوصاف بهره مند باشند. بنابراین برای فراهم آوردن یکی از مهمترین
شرایط ظهور امام زمان علیه السلام باید سعی بر افزایش سطح بصیرت دینی در جامعه داشت.

آمادگي براي ظهور درپرتوي بصيرت همگاني
چهارشنبه 95/09/17
اقبال و خواست عموم مردم نسبت به امام زمان علیه السلام و حمایت از تشکیل حکومت عدالت گستر مهدوی نیازمند این است که شناخت و بصیرت نسبت به حقانیت و اهداف قیام امام عصر علیه السلام در بین مردم به بالاترین حد ممکن برسد. بنابراین می توان گفت: یکی از مهمترین ابزار ایجاد آمادگی عمومی، برای ظهور امام مهدی علیه السلام بصیرت افزایی در جوامع اسلامی است.
گرچه 313 نفر که فرماندهان و یاران اصلی ایشان را تشکیل می دهند در اوجِ ایمان، ولایت پذیری، صبر و بصیرت هستند؛ عموم یاران نیز با توجه به مقدار بهره ای که از این اوصاف کریمه دارند به حضرت نزدیکتر خواهند بود گرچه عموم مردم هم برای حمایت از دولت ایشان باید از این اوصاف بهره مند باشند. بنابراین برای فراهم آوردن یکی از مهمترین شرایط ظهور امام زمان علیه السلام باید سعی بر افزایش سطح بصیرت دینی در جامعه داشت
لفظ بصیرت از نظر لغوی به معنای بینایی است اما در اصطلاح به بینایی قلب و درک و فهم عمیق مسائل گفته می شود. بصیرة -و بصر- نیروى بینائى چشم و قدرت ادراك دل است.(2)
«بصیر» فردی است كه نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی، معنوی و… ، از بینش عمیق و صحیحی برخوردار باشد که به وسیله آن بتواند حق و باطل را از هم تمیز داده و در هنگام بحران و فتنه، راه حق و سعادت را تشخیص دهد و طبق آن حركت كند

آسيب شناسي جوان
چهارشنبه 95/09/17
نسل جوان است از ضرورتهاي اساسي جامعه است. بايد دانست كه خواستهها و دغدغههاي آنان هميشه نشانه ناهنجاري نيست، بلكه گاه نشانه بيداري نيز هست.
پس از شناسايي دردها بايد به درمان آن پرداخت و در هنگام درمان نيز بايد برخورد مناسب و منطقي داشت؛ زيرا نداشتن برخورد منطقي و درست، نسل جوان را به كج رويهاي گوناگون از جمله كج فكري ميكشاند و ممكن است آنان را به دامن مكتبها و انديشههاي الحادي بكشاند. استاد مطهري يكي ا علل گرايش نسل جوان به مكتبهاي الحادي (چه در مسيحيّت و چه در جوامع اسلامي) را پاسخ غير منطقي و غير معقول به نيازها و پرسشهاي اين نسل و نيز برخوردهاي منفي با آنان ميداند. از اين رو، بر اين باور است كه بايد از طرد اين نسل دوري كرد و كوشيد تا پرسشهاي ديني و نيازهاي اساسي آنان، پاسخهاي معقول، منطقي و حقيقي بيابند.
فكر اساسي اين است كه ما درد عقلي و فكري اين نسل را بشناسيم. بدون شناخت در اين نسل، هر گونه اقدامي بي مورد است. پس از شناخت درد بايد به فكر درمان و چاره بود. اتّفاقاً ديگران از راه شناختن احتياجات، آرمانها
و دردهاي اين نسل و پاسخ درست به آنها آنها را منحرف كردهاند؛ مانند مكتب ماترياليسم در ايران.(22)
استاد مطهري رمز كج رويهاي نسل جوان را ندادن پاسخ به نيازهاي او ميداند و ميفرمايد:
ريشه بيشتر انحرافات ديني و اخلاقي نسل جوان را در لابهلاي افكار و عقايد آنان بايد جُست. فكر اين نسل از نظر مذهبي چنان كه بايد راهنمايي نشده است، و از اين نظر فوق العاده نيازمند است.(23)
استاد مطهري زايش و پيدايش پرسشهاي جديد و نيازهاي تازه را نشانه كج روي و انحطاط، و زاييده هوسها و شهوتهاي نسل جوان نميداند، بلكه آن را نشانه رشد و حيات يك جامعه زنده ميشمارد. البته به شرط آنكه انديشمندان و عالمان ديني به وظيفه خود در پاسخگويي و رفع نيازهاي اين نسل به خوبي عمل كنند. شايد به همين دليل، استاد مطهري خود هيچ انديشه و متفكري را تكفير و طرد نكرد، بلكه همواره آنها را به مناظره و مباحثه دعوت ميكرد و ديگران را پيوسته به اين روش عقلاني سفارش مينمود.

در هاي گشوده
چهارشنبه 95/09/17
درهاي گشوده
در هايت را برايم بگشاي
دست به سينه
قيافه اي جوي
چليك!
در هايت رابرايم بگشاي
مي خواهم ضريحت
بندبند دلم را بلرزاند
وعكس هاي يارگاري
يادگاري همه ي دعايم شود
نقاره خانه ات مي سرايد
تا نغمه ي شعر هايم
انقلاب كند

فضليت هاي فراموش شده
چهارشنبه 95/09/17
خداوند متعال در قران مي فرمايد:لايسخر قوم من قوم؛حجرات11
نبايد گروهي گروه ديگر را مسخره كنند.
دكتر ضياءالاطبا،از طبيان قديمي،ميگفت:تابستان بودوبيماران به مطب من مي آمدند
ومن آن هارامعانيه مي كردم،نسخه قبلي را مي گرفتم دوباره نسخه مي دادم.
يكي از آن بيماران زني بودژ،وقتي به او گفتم:نسخه ي قبلي كجاست؟
گفت:آن را جوشاندم وخودردم!گفتم:كاغذ را جوشاندي وخوردي؟
گفت: بله. گفتم حيف ناني كه شوهرت به تو مي دهد!!زنان ديگر كه آنجا بودند به او خنديدند؛ومن براي او مجددانسخه نوشتم وگفتم:دواهاي آن را بگيري بجوشان وبخور،نه خود نسخه را. وقتي بيماران همه رفتند،آخرين نفر حاج آخوند (پدرمرحوم راشد)آمد،بچه اش راديدم وبرايش نسخه اي نوشتم.مردند،پس از آن گفتند:مي خواستم خدمت شما عرض كنم كه آن كلمه اي كه به آن زن گفتي وزن هاي ديگر خنديدند،قشنگ نبودوآن زن درميان بقيه زن ها شرمسار شد.
من ناگهان مثل كسي كه از خواب بيدار گردد،به خودآمدم ومتوجه شدم كه چه بسيار از اين شوخي ها كه مي كنيم ومتلك ها كه مي گوييم،به خيال خودمان خوشمزگي مي كنيم وتوجه نداريم كه درروح طرف چه اثري دارد.
منبع:مردان علم درميدان عمل،ج 2 ،ص438
به نقل از:فضيلت هاي فراموش شده،ص125