
آرایشگر
چهارشنبه 96/09/29
مردی برای اصلاح سر وصورتش به ارایشگاه رفت. دربین کار،گفت وگوی جالبی بین آنها درمورد خداصورت گرفت.آرایشگر گفت :«من باور نمی کنم خدا وجودداشته باشد!»
مشتری پرسید «چرا؟»آرایشگر گفت :«کافیست به خیابان بروی وببنی مگر می شود با وجود خدای مهربان این همه مریضی ودرد ورنج وجود داشته باشد؟»
مشتری چیزی نگفت ووقتی کارش تمام شد،ازمغازه بیرون رفت.همین که از آریشگاه بیرون آمد مردی رادرخیابان دید باموهای ژولیده وکثیف.باسرعت به آرایشگاه برگشت وبه آرایشگر گفت :«می دانی !به نظر من ارایشگری وجودندارد!»مرد با تعجب گفت :«چرا این حرف رامی زنی؟من اینجاهستم وهمین الان موهایتورامرتب کردم.»
مشتری با اعتراض گفت:«پس چراکسانی مثل آن مرد ژولیده وجوددارند؟»
آرایشگر گفت:«آنهاباید به ما مراجعه کنندفنه ما به آنها؛آرایشگر هاوجوددارند، فقط مردم به ما مراجعه نمی کنند.»
منبع:دوستی که هیچ وقت نمی میرد،هادی قطبی،ص32.

پیراهن
دوشنبه 96/09/27
یک بار که موسی(ع)درحال خواندن تورات بود،شخصی از شدت شوق وعلاقه به خدا ،بی اختیار پیراهن خودراپاره کرد!
موسی(ع)پرسید:«چه می کنی؟»
آن مرد گفت:«ازشوق پیراهن برتن پاره می کنم.»
موسی(ع)گفت:«ازسرعشق دل راپاره کن،نه پیراهن را!»
منبع:دوستی که هیچ وقت نمی میرد ،نویسنده هادی قطبی،ص52

معشوق
یکشنبه 96/09/26
یک بار عاشقی به در خانه معشوق خودرفت ودر راکوبید.
معشوق پرسید:«کیستی ؟»
عاشق گفت:«منم!»
مشعوق گفت :«برو!توهنوز درعشق خودصادق نیستی.»
عاشق رفت وسال دیگر دوباره آمدودرراکوبید.معشوق گفت:«کیستی؟»
عاشق گفت:«توئی!»
معشوق درراباز کردوگفت:«حالابیاکه درعشق راست گفتاری.»

دل نوشته برای خدا
شنبه 96/09/25
خداوند بینهایت است و لامکان و بی زمان ، اما به قدر فهم تو کوچک میشود
و به قدر نیاز تو فرود میآید، و به قدر آرزوی تو گسترده میشود،
و به قدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود،
و به قدر دل امیدواران گرم میشود…
پــدر میشود یتیمان را و مادر..
برادر میشود محتاجان برادری را.
همسر میشود بی همسر ماندگان را.
طفل میشود عقیمان را.
امید میشود ناامیدان را.
راه میشود گمگشتگان را.
نور میشود در تاریکی ماندگان را.
عصا میشود پیران را.
عشق میشود محتاجانِ به عشق را…
خداوند همه چیز میشود همه کس را.
به شرط اعتقاد؛ به شرط پاکی دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط آنکه بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف،
و زبانهایتان را از هر گفتار ِناپاک،
و دستهایتان را از هر آلودگی
و بپرهیزید از ناجوانمردیها، ناراستیها، نامردمیها